تبليغاتX
 شعله های یخی
شعله های یخی
اي خداي دشت نيلوفر باز گردان رهرو بي تاب را از جاده رويا
شعله های یخی

و من تنها تر از همیشه پشت دیوار خاطره ها تو را می جویم.
××××××

صدا كن مرا.
صداي تو خوب است.
صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است
كه در انتهاي صميميت حزن مي‌رويد.

در ابعاد اين عصر خاموش
من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم.
بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است.
و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش‌بيني نمي‌كرد.
و خاصيت عشق اين است.
سهراب سپهری

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه

Download Cod Music

طبقه بندي موضوعي

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

خدمات وبلاگ نویسان

پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
کتایون عزیز/ماری دوست خوب من/بهار بارونی/بهار/

سمیرای پرسپولیسی دوست داشتنی و .  .  .  .

با عرض پوزش از همه عزیزان به اطلاع دوستان می رساند که به

دلیل مشغله زیاد و درگیر بودن با امورات اجرایی یک همایش علمی

کشوری  در دانشگاه تا یه مدت حضورم کم رنگ می باشد.

بلافاصله بعد از همایش بر می گردم.

 


[ ]
+
دلتنگی

يارا ، عزيز سفر كرده من

 

اكنون در سرخ ترين فصل سال به نقطه اي رسیدم

 

كه همه چيز در نظرم تيره و تار است .

 

دنيا را با تمام بزرگيش كوچك مي بينم ،

 

آنقدر كوچك و تنگ كه احساس خفگي مي كنم .

 

گاهي كه از كوچه باغهاي خاطره عبور مي كنم ،

 

همان كوچه باغي كه سبز و بهاري بود و اكنون زرد تر از هميشه به

 

پژمردگي لبخند رسيد ؛ بر خود مي گريم .

 

آنقدر مي گريم تا اين بيابان خشك فاصله را سيل ببرد

 

و من بتوانم با نگاه تو دمساز شوم .

 

تا بتوانم در كنارت آرام بخوابم و به دور از وحشت سوزش

 

گرماي آفتاب كوير و يا كابوس سرماي زمستان

 

در دياري كه نه آفتاب دارد و نه زمستان

 

و باغ هايش هميشه سبز و بهاري است قرار گيرم .

 

مثل آن روزهاي خوب خدا دست در دست تو

 

رهرو سرزمين شقايق باشم .

 

عزيزا ؛

 

ترا به خال سرخ روي پيشانيت قسم

 

فراموشم نكن ، و اكنون كه بيشتر از هميشه ،

 

محتاج نگاهت هستم صدايم كن .

 

صدايم كن تا از خواب فراموشي بيدار شوم

 

و به همراه نسيم خيالت پرواز كنم تا اوج نور.

 

صدايم كن تا در اين شب بي سحراز خواب برخيزم ؛ 

 

و زنجير بي خبري را پاره كنم ؛ 

 

و در سحر چشمانت پي آواز حقيقت بدوم.

 

صدايم كن تا من ديگر لبخندت را ؛

 

فقط در اين قاب عكس غبار گرفته نبينم ؛

 

و بتوانم صداي خنده ات را مثل كودكي هايم

 

در دشت پر از لاله بشنوم .

 

صدايم كن تا بار ديگر در آغوشت بخوابم .

       

 

 

 


[ ]
+
مهربان من

 ای روزگارِ؛ چه مي شد تمام توانايي خود را جمع مي كردي و يك بار ديگر علي مي زائيدي!!!

                                                                                                 (جورج جرداق)

 

سپيده صبح به سرخي گرائيد و خون پاك ترين مرد عالم به روي

 

سنگ هاي محراب پاشيد.

 

مولاي من ، علي جان ؛ چقدر دلتنگم . اي كاش چاه بودم و تو با من

 

درد دل مي كردي . اي كاش مي توانستم در برابرت بنشينم و

 

لحظه لحظه هاي تاريخ خونبار پس از تو را واگويم.

 

آه ، ايا مي داني كه بعد تو ديگر تنوري براي يتيمان گرم نشد ؟

 

مي داني ؛ پس از تو ديگر دست نوازشي بر سر يتيمان كشيده نشد؟

 

و كودكان خردسال سالهاي سال به در چشم دوخته اند تا در باز شود

 

و دست مهرباني نان و خرما را هديه آورد.

 

تا مردي از وارد شود و كودكان را بر دوش خود بنشاند و بازي كند

 

و به تاريخ بگويد خليفه مسلمين يعني چه.

 

يعني در اوج قدرت مردانگي . يعني نهايت مهرباني .

 

اما افسوس و صد افسوس كه چشم ها كور شد و كسي نيامد .

 

افسوس كه روزها به سال و سال به قرن رسيد

 

و هنوز چشم هاي گريان كودكان ، همچنان مي بارد.

 

 

 


[ ]
+
در امتداد یک پایان
تنها تر از همیشه ، در انتهاي امتداد يك نگاه ، خاموش نشسته ام

اوج من كجاست ؟  كدامين  باد آشفته مرا برد ؟

كدام نسيم خواب سبز روياهاي مرا پر پر كرد ؟

بگو ؛ من از كدام راه مي رسم به درياي نگاهت ؟

و آنوقت ؛ در اوج آسايش ، در عمق درياي چشمانت غرق خواهم شد

ببين ، در دوردست زندگي

در كنار ابديت مرگ

چگونه آرام خفته ام

و اتاق من پر اكسيژن درد ، بالش من پر خواب زرد جدايي است

بگو تا كي تا كي ، بايد رهرو جاده هاي پريشاني باشم ؟

تا كي بايد بي خواب تر از باد بهاري در جاده اي كه راه دارد به مشتي خاك

سبكبال و آرام پرواز كنم

و آنوقت ؛ در يك قاب عكس كهنه آرام گيرم

و در نهايت سكوت و آرامش ابدي ، فرياد بزنم:

روزها چه كند مي گذرد ،

هنگامي كه لحظه هاي بي تو بودن را به مهماني قرن برده ام

و اين زمزمه

اين نغمه حزن تا ابد در اين قبرستان متروك جاري است

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!